محمد تقي جعفري

582

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

كردن چيزى اضافه نخواهند كرد . اگر اينان با شما همراه گردند جنگ جويان و دلاوران شما را متزلزل نموده و به قدرت و جسارت دشمنان مىافزايند ، دوشا دوش شما وارد پيكار مىگردند ، ولى هنوز شمشير از غلاف بر نيامده رو به فرار مىگذارند و صفها را متلاشى مىسازند . شما به كمى و محدود بودن سپاه خود اندوهگين مىباشد ، زيرا سپاه اندك ولى خالى از اهل نفاق بهتر و نيرومندتر است از سپاه انبوهى كه سست عنصران و نفاقورزان مانند موريانه نيروى آن را از هم متلاشى بسازند . مقدار كمى بادام تصفيه شده بهتر است از انبوه فراوانى كه با بادامهاى تلخ در آميخته است . چه بايد كرد ؟ صورت هم شكل تلخىها بسيار فريبنده و غلط انداز بوده و كمتر كسى است كه به عدم اتحاد واقعى آنها پى ببرد و نقص آنها را از ظاهرشان دريابد . وقتى كه ظاهر حال آدمى قاطعانه ولى درونش متلاشى و در ترديد باشد ، مانند آن انسان كافر است كه با گمان و پندار در باره ابديت زندگى مىكند ، راه ها سپرى مىنمايد بدون اين كه اطلاعى از منزل و مقصد داشته باشد . آرى او گام بر مىدارد اما با دلى لرزان و نابينا . البته اين قضيه و يقينى است كه اگر مسافر راه و منزل را تشخيص ندهد قدمهاى او آميخته با تردد بوده و همواره دلش از بد گمانى و شك و تزلزل پر از خون است ، اگر يكى مربى راه شناس به او بگويد : هان ، اى مسافر بىنوا از اين طرف كه تو مىروى راهى وجود ندارد . او در همان نقطه توقف مىكند و بهت زده بر جاى ميخكوب مىشود ، اگر هم دل هشيار آن رهنورد راه را تشخيص دهد ، گفته خير خواهان به گوشش فرو نمىرود . بنا بر اين ، هرگز همراه اين شتر صفتان ( كه اگر موشى افسار هزارها شتر وابسته